۱۳۸۷ مرداد ۱, سه‌شنبه

سلام من ياسمينم گل بابام!

سلام !
من ياسمين هستم يكسال و حدودا شش ماه سن دارم !آره تعجب نكنيد !مگه نميشه ما كوچيكا هم وبلاگ داشته باشيم؟!من خودم خيلي دوست داشتم يك وبلاگ از خودم داشته باشم تا بيام توش از چيزهايي كه دلم ميخواد و چيزهايي كه ازشون بدم مياد بنويسم.البته اينكه چي باعث شد من علاقمند بشم به اين وبلاگنويسي بيشتر بابام بود !آره ديدم اون خيلي با اين كامپيوتر ور ميره هر چي مامانم ميگه چي مينويسي ميگه دارم تو وبلاگ مينويسم .منم پيش خودم گفتم چرا من ننويسم اين بود كه تصميم به درست كردن اين وبلاگ كردم.البته يكمي سخت بود ولي با حافظه اي كه من دارم همه چي درست شد .ميدونيد چطوري ؟!آها بهتون ميگم .باباي من يك وبلاگ داره كه درست تو سالگرد تولد يك سالگي من درستش كرده اونموقع منم اونجا بودم ديدم داره چطوري اينكارو ميكنه منم همون كارها را دنبال كردم تا رسيدم به اينجا كه الان دارم براتون مينويسم.البته مجبور شدم به سايت ياهو يك دروغ بگم !ميدونيد چي؟!اينكه سن واقعي من را قبول نميكرد و من مجبور شدم خودم رو 18 سال معرفي كنم.بعدش هم ديدم اسم ايران هم تو كشورهاش نيست مجبور شدم عراق را انتخاب كنم !من خودم از دروغ بدم مياد ولي آخه اين آدم بزرگا مجبور ميكنن كه ما بچه ها دروغ بگيم.آها راستي يك چيز ديگه من الان دارم يواشكي مينويسم بابام رفته سر كار مامانم هم تو اتاق نيست بايد زودتر بيام بيرون .بعدا براتون دوباره مينويسم فقط خداكنه بابام نفهمه من وبلاگ درست كردم آخه ميخوام بزنم رو دست وبلاگش!ميگيد نه ؟حالا ببينيد!

هیچ نظری موجود نیست: